روزی که بالم بسوزد روز مرگ خا طره هاست
اگه ميتونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم می خواستم اشک تو باشم
که تو چشمات متولد بشم
روی گونه هات زندگی کنم
و روی لب هات بمیرم
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 7:52  توسط شقایق
|
اگرمعجزه اي رخ بدهد
وزمان به عقب برگردد
به دنيا قول خواهم داد چشم هايم ر ا تا آخرين
روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟
مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ،
دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم !!
تقديم به بهترينم كسي كه مثل هيچكس نيست
تقديم به خود خودت
اگه تا روزه قيامت ، داشتنت نباشه قسمت
چشم به راهِ تو ميمونم ، با دلی پُر از صداقت
اگه با يه قلبِ تب دار ، بشم از عشقِ تو بيمار
يا وجودِ عاشقم رو ، ببرن تا چوبيه دار
اگه زندگيم فنا شه ، طعمهء خشمِ خدا شه
يا که در حسرتِ عشقت ، روحم از بدن جدا شه
اگه قلبمُ شکستی ، رفتی و از من گُسستی
مهربون يا خود پرستی ، هر چه هستی هر که هستی
نه فقط عاشقت هستم ، مرهمی رو قلبِ خستم
اين تويی که ميپرستم ، تو بُتی من بُت پَرستم
تو بتي من بت پرستم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 8:4  توسط شقایق
|
اگه يه روز به ويرانه ارثيههاي عاطفي قدم گذاشتي بدون اين رو فقط براي تو گذاشتم،
براي خود خودت ، دوست دارم خودت اينو درك كني....
عشق تو همه وجودم بود که خاکستر شد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:56  توسط شقایق
|
هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
وسعت تنهائيم را حس نكرد
گريه پنهانيم را حس نكرد
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
لحظه پايانيم را حس نكرد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:48  توسط شقایق
|
عشق امانت با ارزشيه كه هر كسي تو قلبش ميزاره برايه همينه
كه هر وقت بخواي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش را بشكني
عزيزم آرزوم اينه كه هيچ وقت قلبي رو نشكني
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:37  توسط شقایق
|
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی رسم دل برهم زدن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق يعنی لحظه لحظه ديداريار عشق يعنی آرزو يعنی اميد
عشق يعنی دست در دستِ پرستو عشق يعنی عقل شد مدهوش تو
عشق يعنی صبر يعنی انتظار عشق يعنی دلهوره يعنی شتاب
عشق يعنی اشک يعنی عاطفه عشق يعنی يادگاری خاطره
عشق يعنی لايق پرستوشدن عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی خواستن له له زدن عشق يعنی خواستن پر پر زدن
عشق يعني آه ديگر پشت آه كرده ام خود را فداي عشق يار
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 7:36  توسط شقایق
|
بعد مرگم روزگاري بر سر خاكم بيا
سنگ را بردار و جسم خسته ام را كن صدا
گر پس از صد سال بشكافي ميان سينه ام
در درون سينه بيني شعله عشق و وفا
بر خودت سوگند،بيني شعله عشقت به ناز
ناله هجرت بيني در لب خشكم به ساز
جسم صد چاكم به پا خيزد به پاس ديدنت
خاك اگر باشد، كند آغوش از بحر تو باز
+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 17:49  توسط شقایق
|
آمدي اي دوست و كهكشاني از نور و رحمت در سراي قلبم آفريدي
كه كبوتر اسير دلم افسانه ي غريب عشق را باور كرد و اشعه ي
نگاهم ديوار بي اعتمادي را فرو ريخت و بعد از آن من تو در حلقه ي
نور نقره اي ماه، قانون مهر دو دوستي را بندهاي محبت و وفا
شستيم.اي دوست ! آمدي تا دست هايت را به دستان خالي من و
به ژرفاي سكوت تنهايي ام پيوند دهي و مرا شاعر نجواهاي
عاشقانه هاي خويش كني.
+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 17:44  توسط شقایق
|
تنها عشق است که ماندنیست
پس عشق بورزیم
به دور از دلهره فردایی بی عزیز
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 12:0  توسط شقایق
|